خرید بک لینک

درباره سایت

ðx9fx93x9aسرÙx88دÙx87 Ùx87اÛx8c عÙx84Ûx8c Ùx85عصÙx88Ùx85Ûx8c ðx9fx93x9a

امکانات وب

سرحدات بی تابیشبیخون می زنم یکشب نگاه بی قرارت رابه غارت می برم روزی دو چشمان خمارت رانمیدانم چه خواهد کرد دست سرنوشت امابه گیسوی تو می بندد طناب سربدارت راچه باید کرد با این خاطر سرمست مدهوشتاگر نشنیده باشد سوز و ساز این مرارت راپس از یک عمر بیحاصل که دنبال تو میگردمنمی یابی چرا آواره ی شهر و دیارت را ؟!ببار ای ابر باران خیز سرحدات بی تابیبرویان بار دیگر دشت گل های بهارت راکنار چشمه ای آوازه خوان و باغ سرسبزینثار لاله ها کن پهنه ی ایل و تبارت رابه چنگم تا بیافتد طره ای از خرمن مویتبگیرد خلوتم حال و هوای آبشارت را

برچسب: نویسنده: کاوه فراهانی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 16:48

شوق پروازحرامم باد اگر یک لحظه غافل باشم از یادتتو باشی و نچینم میوه از حسن خدادادتبرایم سرنوشت خوب و زیبائی نخواهد بوداگر طرفی نبندم از شلال داده بر بادتتو آهو چشم لبریز از خرامان جلوه نازیامان سحر و جادوی تو و خوی پریزادتزمان آهسته میچرخد به زیر یال بازویتجهان افتاده در پای هزاران تیر صیادترهایم در خیال تو اگر چه پای در بندمسراسر شوق پروازم میان دشت آزادتتو که آوازه خوان هرشب شهر و خیابانیبرقصان آسمانم را به سوز و ساز فریادتزمستان در زمستان بهمنی از ژاله میگردمکه فروردین به فروردین رسد گرمای خردادت♤♤♤

برچسب: نویسنده: کاوه فراهانی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 16:48

هوا خواهبرکه تصویر قشنگی است اگر ماه شویشاهد اینهمه زیبائی دلخواه شویهمسفر بودن تو مقصد زیبائی هاستجاده لبریز تماشاست که همراه شویآسمان شب ویرانه ندارد حرفیتو اگر پنحره ی بزم شبانگاه شویچه نیازی است که ابراز شود درد دلیجای اسرار نباشد که تو آگاه شویعمر اگر می گذرد جای پریشانی نیستکه تو خود برکت هر مهلت کوتاه شویسر سودای تو داریم و هوا خواه توایمتا که درمان دل و هر غم جانکاه شویفرصتی نیست عزیزم به تماشا ننشبنتا به کی شاهد این زمزمه و آه شوی

برچسب: نویسنده: کاوه فراهانی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 16:48

صفحه بندی